محمد مهدى ملايرى
113
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
يافته تا حملهء مغول را دربرمىگيرد . دورانى كه در آن ، سرزمين ايران كانون تمدن و فرهنگ اسلام بوده و دانشمندان و فرزانگان آن هم پرچمداران آن بودهاند . سرزمين ايران از آنروى كانون تمدن و فرهنگ اسلام خوانده شد كه جاهاى ديگرى كه در دورههاى بعد از مراكز علمى و سياسى اسلام شدند و امروز هم برخى از آنها از مراكز مهم فرهنگ عربى اسلام بهشمار مىروند در آن دوران هنوز اثر مهمى در تاريخ اسلام و بهخصوص در تاريخ فرهنگى آن نداشتند . مصر و شام از وقتى مركز علوم عربى اسلامى شدند كه مراكز علمى ايران در اثر حملهء مغول از هم پاشيد و اهل علم و انديشه پراكنده شدند و برخى از آنها هم به مراكز ديگر اسلامى روى آوردند « 1 » . تدوين معارف اسلامى در همهء رشتههاى آن و پايهگذارى دانشهاى ديگر در زمينههاى مختلف و همچنين استخراج و تدوين قواعد زبان عربى و بسط و گسترش كاربرد آن در همين دوران و در همين سرزمين صورت پذيرفت و هم در همين دوران و به كوشش مردمى از همين سرزمين بود كه خلافت اسلامى از بند تعصبات قومى و قبيلهاى امويان رهائى يافت و چهرهاى معتدلتر به خود گرفت . علت همهء اينها هم اين بود كه اسلام در سرزمين ايران با مردمى سروكار يافت كه از لحاظ سطح دانش و بينش با مردم قبل تفاوت بسيار داشتند . قبائل عرب كه نخستين مخاطبان اين پيام بودند غالبا مردمى صحرانشين يا در حكم صحرانشين بودند ، با زندگىاى ابتدائى و فرهنگى درخور همان زندگى . و شناخت آنها هم از اسلام خارج از محدودهء فكرى آنها نبود . ولى ايرانيان در آن دوران داراى يكى از تمدنهاى معتبر قديم و دانش و فرهنگى متناسب با آن بودند ، و در امر دين و جهانبينى دينى هم سابقهاى بس طولانى و اندوختههاى فكرى فراوان داشتند . و بههمينسبب وقتى فرزانگان ايشان را فرصتى براى شناخت اسلام دست داد ، و در پرتو مبانى اعتقادى و مباحث كلامى خويش با مبانى فكرى و اعتقادى آن آشنا شدند ، هم فصل تازهاى در تبليغ اين دين در ايران گشودند كه پايههاى آن نه بر تحميل و تعبّد بلكه بيشتر بر تعليم و تعلّم و
--> ( 1 ) - ابن خلدون ، مقدمه ، ص 545 - جرجى زيدان ، تاريخ آداب اللغة العربية ، ج / 3 ص 112 .